خرید بک لینک
می توانستی مرا از زیر باران رد کنیدست باران را بگیری از خیابان رد کنیمعذرت می خواهم اما ای خدای مهربانسیل را لازم نبود از زیر قرآن رد کنینیست در شان شما والامقام این کارهااینکه از هر کوچه یک رود خروشاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد رفیعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:42

ای آن که گفته ای هنرت را گذاشتی
یعنی تلاش بی ثمرت را گذاشتی

عمری برای شعر زدی زور و عاقبت
در دستشویی ات اثرت را گذاشتی

تا یافتی برای خودت آخوری جدید
رفتی به پایتخت و خرت را گذاشتی

با مافیای گنده تری آشنا شدی
ارباب های سلطه گرت را گذاشتی

در شهر فنچ ها همه جا لاف می زدی
پیش عقاب بال و پرت را گذاشتی

حالا که حرف شعر شد و قدرت کلام
با عرض احترام درت را گذاشتی

عبدالحسین انصاری

برچسب: نویسنده: حامد رفیعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:42

همزمان با رونق فضاهای مجازی، عده ای که عقده ی شهرت دارند دست به کار شده اند تا از این نمد کلاهی برای خودشان دست و پا کنند و شاید با ترفندهایی کثیف مثل سرقت ادبی، نام شان در این فضاها دست به دست شود. بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 12:36

نقیضه: اول کلنگ و بیل و تبر اختراع شد بعدا کمان و گرز و سپر اختراع شد رستم درون خانه ی دیوی اسیر بود یکباره عطسه ای زد و در اختراع شد «مو شانه کرد، ریش تراشید، عطر زد» خر را که بار کر سفر اختراعادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 12:36

بعد از این دیگر سری افکنده تحویلم ندهپول ماشین داده ام من, دنده تحویلم ندهگربه ی همسایه مان سوسیس شد, یادش به خیرشیر مدت دار با شوینده تحویلم ندهپول مرغ زنده را از من گرفتی خوش مرامیک کلاغ لاغر و پرکنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 12:36

صفحه بندی